رفتم سر یخچال به مامانم میگم موز خریدی؟ میگه پـــ ن پــــــ خیاره تو زعفرون خوابوندم




داداشم میخواد ببینه چند کیلوه، میگه برم رو ترازو؟! میگم: پـــ ن پـــ ، کلیک راست کن رو خودت، برو تو پروپرتیز ببین چند کیلویی!!! تازه میخنده میگه: احمق جون اگه موسو رو خودم نگه دارم مینوسه چند مگم
..

..

..

..

دوستم در یخچالو باز کرده, دیده هیچی توش نیس, میپرسه: واقعا خالیه!؟ میگم پــ ن پـــ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون!! 

..

..

..

..

میگن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟ سرخ پوسته گفت پـــ ن پـــ ژاپونه، ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم! 

..

..

..

..

دارم رو تردمیل عینه خر میدووم یارو میگه اینجوری میدویی لاغر کنی؟؟ میگم پـــ ن پــــ دارم واسه نقش آفرینی تو سری جدید میگ میگ آماده میشم…!! 

..

..

..

..

از دستشویی اومدم بیرون، همکارم منتظر وایستاده منو دیده میگه، تو بودی تو دستشویی؟ میگم پـــ ن پــــــ سه نفر دیگه هم هست، من اول شدم! 

..

..

..

..

رفتم سر یخچال به مامانم میگم موز خریدی؟ میگه پـــ ن پــــــ خیاره تو زعفرون خوابوندم. 

..

..

..

..

دوستم زنگ زده خونمون بهم میگه فردا میای دانشگاه جزوه هارو بیار… مامانم میگه دوست دانشگاهیت بود؟… پـ ن پـ دوست زمون جنگ بود تو عملیات والفجر ۸ … نقشه ی عملیات رو میخواست ببینه! 

..

..

..

..

اومده تو اتاق، قاب عکس رو دیوار و دیده میگه: وای داداشتــــــــــــه؟؟؟ میگم: آره. میگه: عکسشـــــــــــــه؟؟؟ 
میگم پـــ ن پـــــــ خودشه، گذاشتمش رو دیوار با دمپایی کوبیدم رو صورتش، چسبیده به دیوار!!!
 

..

..

..

..

داریم بازیه بارسا و رئالو نیگا میکنیم، دوستم پای تلویزیون خوابش برده بود، مسی که گل رو زد همه پریدن تو هوا و خوشحالی کردن؛ یه دفعه دوستم از خواب پرید و گفت چرا خوشحالین؟ گل شد؟ 
گفتم پـــ ن پـــــــ ، خرمشهر آزاد شد!!
 

..

..

..

..


سگم رو بردم پیش دامپزشک، منشیش میگه سگتون مریضه؟
 
میگم پـــ ن پـــ خودم هاری گرفتم سگم گفت آشنا داره منو آورد اینجا معالجه کنه.
 

..

..

..

..


دارم سبزی خورد می کنم … دستم بریده … میگم مامان چسب داری؟ میگه دستتو بریدی؟!
 
پـــ ن پـــــــ می خوام کارم تموم شد دوباره سبزیارو بچسبونم!