در رفاقت رسم ما جان دادن است / هر قدم را صد قدم پس دادن است
هرکه بر ما تب کند جان میدهیم / ناز او را هرچه باشد میخریم  





و ناخدای عشقی ، من ساحلی غریبم / لنگر بزن مسافر ، من خاک هر رفیقم

.
.
.
.

کس نمی داند در این بحر عمیق،سنگ ریزه قرب دارد یا عقیق من همین دانم که در این کوی و بر، هیچ چیز ارزش ندارد جز رفیق

.
.
.
.

روز به خورشید مینازد ، شب به ماه / ما به داشتن عزیزی مثل شما

.
.
.
.

بوی گیسوی تو را نیمه شب آورد نسیم / تازه شد در دل من یاد رفیقان قدیم 



منبع راسخون